چالش های هند در تعامل با طالبان برای دسترسی به آسیای مرکزی
مقدمه و اهداف: هند به دلیل اهداف اقتصادی و رقابت با چین و پاکستان، به آسیای مرکزی توجه ویژه دارد، اما نبود مرز مستقیم دسترسی آن را دشوار کرده است. افغانستان برای هند مسیر کلیدی محسوب میشود و به همین دلیل در دو دهه گذشته دهلینو برای تقویت ثبات این کشور تلاش کرده است. با روی کار آمدن طالبان و نزدیکی آنها به پاکستان، چالشهای هند افزایش یافته است؛ زیرا پاکستان مانع ارتباط زمینی هند با افغانستان میشود. در نتیجه، هند ناچار است هم روابطی قابلقبول با طالبان ایجاد کند و هم راههایی برای دور زدن پاکستان، از جمله از طریق ایران و بندر چابهار، بیابد. این مطالعه به بررسی همین چالشها و نقش افغانستان و ایران در راهبرد هند برای دستیابی به آسیای مرکزی میپردازد.روش: پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به آزمون فرضیه پرداخته است. در این راستا، ابتدا ژئوپلیتیک منطقه، موقعیت جغرافیایی و موانع آن به همان شکلی که هستند، توصیف میشوند و رویدادها و تحولات منطقه به همان شکلی که رخ دادهاند، توصیف میشوند. در ادامه، با استفاده از دادههای بهدستآمده از منابع مختلف، اهداف، انگیزهها و تلاشهای هند برای غلبه بر چالشهای رسیدن به آسیای مرکزی و همچنین نقش افغانستان و ایران در این زمینه را مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهیم. در این مرحله، رابطه بین متغیرهای مستقل (نقش افغانستان و ایران) و متغیرهای وابسته (دسترسی هند به آسیای مرکزی) مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد. دادهها نیز به شیوه کتابخانهای جمعآوری شدهاند.یافتهها: نزدیکترین مسیر هند برای نفوذ در آسیای مرکزی از طریق افغانستان است که باید باثبات، امن و همسو با منافع هند باشد تا به عنوان یک کریدور ترانزیتی مناسب عمل کند. اما هند دسترسی مستقیم ندارد و باید به ایران یا پاکستان متکی باشد. پاکستان، از ترس ظهور هند در افغانستان و آسیای مرکزی، ترانزیت هند را مسدود میکند و هند را مجبور به جستجوی مسیرهای جایگزین - در درجه اول بندر چابهار ایران - میکند. پس از به قدرت رسیدن طالبان در سال ۲۰۲۱، نفوذ پاکستان در کابل افزایش یافت و هند را مجبور کرد تا به تدریج روابط خود را با طالبان بازسازی کند تا از منافع خود محافظت کند، با پاکستان مقابله کند و دسترسی به آسیای مرکزی را حفظ کند. با این حال، نفوذ چین و پاکستان در افغانستان و منطقه همچنان هند را به چالش میکشد. بنابراین، دهلی نو روابط دوستانه با ایران را دنبال کرده و برای معافیت از تحریمهای ایالات متحده لابی کرده است و نقش حیاتی ایران - از طریق چابهار و اتصال منطقهای گستردهتر - را در استراتژی هند برای رسیدن به آسیای مرکزی به رسمیت شناخته است.نتیجهگیری: هند برای پیشبرد اهداف استراتژیک خود در حلقه سوم سیاست خارجی خود و تضمین نفوذ در آسیای مرکزی، باید بر چالشهای مهمی غلبه کند. موفقیت در این منطقه مستلزم روابط قوی با افغانستان و ایران و همچنین کمک به صلح و ثبات منطقهای است. با توجه به موانع پاکستان و حضور رو به رشد چین، همکاری بین هند، افغانستان و ایران، به ویژه از طریق توسعه بندر چابهار که به نفع هر سه کشور است، ضروری میشود: طالبان میتواند سرمایهگذاری را جذب و زیرساختها را بازسازی کند؛ ایران مزایای اقتصادی کسب میکند و چین و هند را متعادل میکند؛ و هند دسترسی قابل اعتمادی به افغانستان و سپس به آسیای مرکزی پیدا میکند. از طریق این همکاری سه جانبه، هند میتواند به طور مؤثر جاهطلبیهای منطقهای خود را دنبال کند.
