تبیین میزان نفوذ تصمیمات شورای امنیت سازمان ملل متحد در افغانستان بر اساس مدل تبعیت متزلزل در دولت های درمانده (1991–2021)
افغانستان طی سه دهه گذشته یکی از مهمترین موضوعات دستور کار شورای امنیت سازمان ملل متحد بوده است. از زمان اعمال تحریمهای طالبان در اواخر دهه 1990 تا استقرار نیروهای بینالمللی، ایجاد مأموریت کمکرسانی سازمان ملل متحد در افغانستان (UNAMA)، حمایت از دولت جمهوری اسلامی افغانستان و مدیریت پیامدهای بازگشت طالبان به قدرت، شورای امنیت با صدور قطعنامههای متعدد تلاش کرده است بر روند تحولات سیاسی و امنیتی این کشور تأثیر بگذارد. با این حال، تداوم ناامنی، گسترش فعالیت گروههای مسلح و فروپاشی نظام جمهوری در سال 2021 این پرسش را مطرح میسازد که تصمیمات شورای امنیت تا چه اندازه توانستهاند بر تحولات افغانستان اثرگذار باشند و چه عواملی میزان نفوذ و کارآمدی این تصمیمات را تعیین کردهاند.پژوهش حاضر با هدف تبیین میزان نفوذ تصمیمات شورای امنیت سازمان ملل متحد در افغانستان و شناسایی عوامل مؤثر بر اجرای یا عدم اجرای این تصمیمات انجام شده است. پرسش اصلی تحقیق آن است که میزان نفوذ تصمیمات شورای امنیت در افغانستان تابع چه متغیرهایی بوده و بازیگران داخلی، منطقهای و بینالمللی چه نقشی در تحقق یا عدم تحقق اهداف این تصمیمات ایفا کردهاند. برای پاسخ به این پرسش، مقاله چارچوب نظری جدیدی با عنوان «مدل تبعیت متزلزل در دولتهای درمانده» ارائه میکند. این مدل با تلفیق نظریه دولت شکننده، نظریه تبعیت بینالمللی، سازهانگاری، نظریه دولت وابسته و واقعگرایی استدلال میکند که در دولتهای درمانده، تبعیت از تصمیمات نهادهای بینالمللی فرآیندی یکپارچه و خطی نیست، بلکه تحت تأثیر ظرفیت دولت، شکافهای هنجاری جامعه، رقابت بازیگران داخلی، وابستگی حکومت به حمایت خارجی و رقابت قدرتهای منطقهای و بینالمللی قرار دارد. بر این اساس، هرچه دولت از انسجام نهادی و توانایی اعمال اقتدار کمتری برخوردار باشد، تبعیت از تصمیمات بینالمللی نیز متزلزلتر و چندپارهتر خواهد بود.این پژوهش با بهرهگیری از روش توصیفی ـ تحلیلی و پیمایشی انجام شده است. دادههای تحقیق از طریق پرسشنامه و با مشارکت استادان دانشگاهی در سه ولایت کابل، هرات و بلخ گردآوری شدهاند. برای تحلیل دادهها و سنجش روابط میان متغیرها، با توجه به عدم نرمال بودن توزیع دادهها، از ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده شده است. متغیر وابسته پژوهش «نفوذ تصمیمات شورای امنیت» و متغیرهای مستقل شامل مجموعهای از بازیگران داخلی، منطقهای و بینالمللی مؤثر بر تحولات افغانستان هستند.یافتههای تحقیق نشان میدهد که میزان تبعیت از تصمیمات شورای امنیت در میان بازیگران مختلف افغانستان یکسان نبوده است. در میان بازیگران داخلی، قوه مجریه، احزاب رسمی و نهادهای جامعه مدنی بیشترین همگرایی را با تصمیمات شورای امنیت داشتهاند، در حالی که طالبان، شبکه حقانی و سایر گروههای مسلح مخالف دولت بیشترین میزان واگرایی را نشان دادهاند. همچنین رفتار بازیگران منطقهای بیش از آنکه تابع مشروعیت حقوقی قطعنامههای شورای امنیت باشد، تحت تأثیر ملاحظات ژئوپلیتیکی و امنیتی قرار داشته است. نتایج آماری بیانگر آن است که موفقیت یا ناکامی تصمیمات شورای امنیت در افغانستان بیش از هر عامل دیگری به الگوی تبعیت یا مقاومت شبکهای از بازیگران داخلی و خارجی وابسته بوده است.نتایج پژوهش از اعتبار مدل تبعیت متزلزل در دولتهای درمانده حمایت میکند. این مدل نشان میدهد که در دولتهای بحرانزده، میزان نفوذ نهادهای بینالمللی نه صرفاً تابع قدرت حقوقی تصمیمات، بلکه وابسته به ظرفیت دولت برای اعمال اقتدار و میزان همراهی بازیگران مؤثر با اهداف بینالمللی است. از این منظر، تجربه افغانستان نمونهای مهم از محدودیتهای حکمرانی بینالمللی در مواجهه با دولتهای درمانده و چندپاره محسوب میشود.
