-
باسپاس فراوان از جناب آقاي امير حسين مجلسي كه متن كامل وصيت نامه اين بزرگ مرد تاريخ ايران را در اختيار اين جانب قرار دادند.
-
-
وصيت نامه كوروش بزرگ
-
((پس از مرگ بدنم را موميای نكنيد
-
و در طلا و زيور آلات و يا امثال آن نپوشانيد.
-
زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ايران قرار دهيد تا
-
ذره ذره های بدنم خاك ايران را تشكيل دهد.
-
چه افتخاری برای انسان بالاتراز اينكه بدنش در خاكی مثل ايران دفن شود.
-
از همه پارسيان و هم پيمانان بخواهيد تا بر آرامگاه من حاضر گردند
-
و مرا از اينكه ديگر از هيچگونه بدی رنج نخواهم برد شادباش گويند.
-
به واپسين پند من گوش فرا داريد.
-
اگر میخواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد، به دوستان خود نيكی كنيد.))
-
فرزندان من،
-
دوستان من
-
من اكنون به پايان زندگی نزديك گشتهام
-
من آن را با نشانههای آشكار دريافتهام
-
وقتی درگذشتم مرا خوشبخت بپنداريد و كام من اين است كه اين احساس
-
در کردار و رفتار شما نمايانگر باشد،
-
زيرا من به هنگام كودكی ، جوانی و پيری بختيار بودهام،
-
هميشه نيروی من افزون گشته است آن چنان كه هم امروز نيز احساس نمیكنم كه از هنگام جوانی ناتوانترم.
-
من دوستان را به خاطر نيكويیهای خود خوشبخت
-
و دشمنانم را فرمانبردار خويش ديدهام.
-
زادگاه من بخش كوچكی از آسيا بود.
-
من آنرا اكنون سربلند و بلندپايه باز میگذارم.
-
اما از آنجا كه از شكست در هراس بودم ،
-
خود را از خودپسندی و غرور بر حذر داشتم.
-
حتی در پيروزی های بزرگ خود ، پا از اعتدال بيرون ننهادم.
-
در اين هنگام كه به سرای ديگر میگذرم،
-
شما و ميهنم را خوشبخت میبينم.
-
و از اين رو میخواهم كه آيندگان مرا مردی خوشبخت بدانند.
-
مرگ چيزی است شبيه به خواب.
-
در مرگ است كه روح انسان به ابديت می پيوندد و چون از قيد و علايق آزاد می گردد به آتيه تسلط پيدا می كند و هميشه ناظر اعمال ما خواهد بود
-
پس اگر چنين بود كه من انديشيدم،
-
به آنچه كه گفتم عمل كنيد و بدانيد كه من هميشه ناظر شما خواهم بود ،
-
اما اگر اين چنين نبود،
-
آنگاه ازخدای بزرگ بترسيد كه در بقای او هيچ ترديدی نيست
-
و پيوسته شاهد و ناظر اعمال ماست.
-
بايد آشكارا جانشين خود را اعلام كنم تا پس از من پريشانی و نابسامانی روی ندهد.
-
من شما هر دو فرزندانم را يكسان دوست میدارم ولی فرزند بزرگترم كه
-
آزموده تر است كشور را سامان خواهد داد
-
فرزندانم! من شما را از كودكی چنان پروردهام كه پيران را آزرم داريد
-
و كوشش كنيد تا جوانتران از شما آزرم بدارند.
-
تو كمبوجيه، مپندار كه عصای زرين پادشاهی،
-
تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت.
-
دوستان يک رنگ برای پادشاه عصای مطمئنتری هستند.
-
همواره حامی كيش يزدان پرستی باش،
-
اما هيچ قومی را مجبور نكن
-
كه از كيش تو پيروی نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه
-
هر كسی بايد آزاد باشد تا از هر كيشی كه ميل دارد پيروی كند.
-
هر كس بايد برای خويشتن دوستان يك دل فراهم آورد
-
و اين دوستان را جز به نيكوكاری به دست نتوان آورد.
-
از كژی و ناروايی بترسيد
-
اگر اعمال شما پاك و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد يافت ،
-
ولی اگر ظلم و ستم روا داريد و در اجرای عدالت تسامح ورزيد ،
-
ديری نمی انجامد كه ارزش شما در نظر ديگران از بين خواهد رفت
-
و خوار و ذليل و زبون خواهيد شد
-
من عمر خود را در ياری به مردم سپری كردم.
-
نيكی به ديگران در من خوشدلی و آسايش فراهم می ساخت
-
و از همه شادی های عالم برايم لذت بخش تر بود.
-
به نام خدا و نياکان درگذشتهی ما،
-
ای فرزندان اگر می خواهيد مرا شاد كنيد نسبت به يكديگر آزرم بداريد.
-
پيكر بیجان مرا هنگامی كه ديگر در اين گيتی نيستم در ميان سيم و زر مگذاريد و هر چه زودتر آن را به خاك باز دهيد.
-
چه بهتر از اين كه انسان به خاك كه اينهمه چيزهای نغز و زيبا میپرورد آميخته گردد
-
من همواره مردم را دوست داشتهام
-
و اكنون نيز شادمان خواهم بود كه با خاكی كه به مردمان نعمت میبخشد آميخته گردم.
-
هماكنون درمی يابم که جان از پيكرم میگسلد.
-
اگر از ميان شما كسی میخواهد دست مرا بگيرد يا به چشمانم بنگرد،
-
تا هنوز جان دارم نزديك شود
-
و هنگامی كه روی خود را پوشاندم،
-
از شما خواستارم كه پيكرم را كسی نبيند،
-
حتی شما فرزندانم
-
پس از مرگ بدنم را موميای نكنيد
-
و در طلا و زيور آلات و يا امثال آن نپوشانيد.
-
زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ايران قرار دهيد تا
-
ذره ذره های بدنم خاك ايران را تشكيل دهد.
-
چه افتخاری برای انسان بالاتراز اينكه بدنش در خاكی مثل ايران دفن شود.
-
از همه پارسيان و هم پيمانان بخواهيد تا بر آرامگاه من حاضر گردند
-
و مرا از اينكه ديگر از هيچگونه بدی رنج نخواهم برد شادباش گويند.
-
به واپسين پند من گوش فرا داريد.
-
اگر میخواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد، به دوستان خود نيكی كنيد
-